
دخترک خندید فکر میکردم که از میان خندهاش گلی در کنار پنجرهی مادربزرگ خواهد رویید اما در عوض موریانهای به بیرون جهید و آفتاب را جوید. سرد شد شب شد و قلبم لرزید نهال به دنبال مداد رنگیهایش دوید و ماهان آفتابی سرخ کشید. جهان از نو سر به سینهی گرما گذاشت و رقصید. بخوانید...
ادامه مطلب